خدایا!
خط و نشان دوزخت را برایم نکش!
جهنم تر از نبودنش
جایی سراغ ندارم...
تغییر نکنید؛بخاطر اینکه آدم ها دوستتان داشته باشند...!
خودتان باشید...
و بدانید آدم هایی که لیاقتتان را دارند،
خود واقعی شما را دوست خواهند داشت...!!!
بودن یا نبودن؟
هاله ای از خاطرات مبهم
و عشق...
قصه ای که سراپا افسانه بود و بس...
به سلامتی اونایی
که جرات دارن و میگن دیگه نمیخوامت...
نه اونایی که میگن میدونی؟؟؟
تو لایق بهتر از منی...
به سلامتی هرکی زدیم گذاشت و رفت...
بزنیم به سلامتی غم...
شاید اونم رفت!!!
پــســـرک...
ارضا نــشـــد...
بیــرون کــشیــد از رابـــطــه...
دخــترک اما
باردار شده بــود...
از خاطــــــره!!!
کــمــی جلوتــر بــیا...
مـــی خــواهــمــ در گوشــتــ چــیــزی بــگــویم...
این یک اعــترافــــــــ اســت...
مــن بــی تو دوامـــ نــمی آورمــــ ...
حــتــی تـا صبح فــردا...
دستهایم را محکم بگیر
من هنوز هم نمیخواهم
تو را...
به دست خاطرات بسپارم...
بسلامتی دهه هفتادیا...
که اومدن تیپ خودشونو بزنن...خیابونا پرشد از گشت ارشاد
اومدن کنکور بدن...برداشتن آزاد و سراسری رو یکی کردن
اومدن برن دانشگاه...دخترونه،پسرونه کردن
اومدن معافیت بگیرن...99درصد معافیت رو برداشتن
بسلامتی همه اونایی که سنی ندارن...
ولی روزگار دلشون رو بدجور پیر کرده...
کلا بسلامتی همه ی دهه هفتادیا
کاش میدانستم
این سرنوشت را چه کسی برایم بافته...
تا به او میگفتم:
یقه را آنقدر تنگ بافته ای که نمیتوانم بغض هایم را قورت بدهم...
گاهی دلت میخواد
همه بغضات
که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری...
از تو نگاهت خونده بشه
اما...
یه نگاه گنگ تحویل میگیری
غیرتت کجاست؟
زمانی که معشوقه ات
از تجاوز تنهایی رنج میکشید
،
تو به جای درکش
ترکش کردی...
عشق بازی به همین آسانیست
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کار همواره ی باران با دشت
برف با قله ی کوه
رود با ریشه ی بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو
برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
و شب و روز و طبیعت با ما
عشق بازی به همین آسانیست
شاعری با کلماتی شیرین
دست آرام و نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
و دل آرام و تسلی و مسیحای کسی یا جمعی
عشق بازی به همین آسانیست
که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حراج کنی
رنج ها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
و بپیچی همه را لای حریر احساس
گره عشق به آنها بزنی
مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند
عشق بازی به همین آسانیست
هرکه با پیش سلامی در اول صبح
هرکه با پوزش و پیغام با رهگذری
هرکه با خواند شعری کوتاه با لحن خوشی
نمک خنده بر چهره در لحظه ی کار
عرضه ی سالم کالای ارزان به همه
لقمه ی نان گوارایی از راه حلال
و خداحافظی شادی در آخر روز
و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا
و رکوعی و سجودی با نیت شکر
عشق بازی به همین آسانیست
هوای فاصله سرد است
من از کلاف دلم
برایت خیال گرم میبافم
و یکی از همین روزها پی میبریم
که زیر گنبدهای کبود ما
غیر از خدا
هرگز کسی نبوده
نیست
و نخواهد بود
و آن روز مثل ابر گریه نکن
مثل ببر نعره کن
بگذار دنیا بداند
که ما در این روزگار
تنها بودیم
تنها هستیم
و تنهای خواهیم ماند
گاهی تو...
گاهی یاد تو...
گاهی هم غم تو...
آخر این "تو" کار مرا تمام میکند...
پنج وارونه چه معنا دارد؟
خواهر کوچکم از من پرسید:پنج وارونه چه معنا دارد؟
من به او خندیدم
گفت:روی دیوار و درختان دیدم!
باز هم خندیدم...
گفت:دیروز خودم دیدم که مهران پسر همسایه،پنج وارونه به مینو می داد!
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم:
بعدها وقتی سقف کوتاه دلت لرزید بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد...
به سلامتی سیگارم
که بهم یاد داد
عاقبت
سوختن واسه یه نفر
زیر پا له شدنه
اگه اون که کنارته
تو رو بیشتر از من میخواد
اگه با همون راحتی
اگه باهات راه میاد
اگه روزگار بد
تو رو ازم گرفته
اگه خاطرات خوبمون
از خاطرم نرفته
خوشبختیت آرزومه
حتی با من نباشی،حتی از خاطره هامون جدا شی
خوشبختیت آرزومه
حتی با من نباشی،حتی از خاطره هامون جدا شی
از همون روزای اول
میدونستم نمی مونی
میدونستم نمیتونی
عشقو تو چشام بخونی
از همون روزای اول دل تو با دیگری بود
کاش همیشه پات بمونه
اون که عشق بهتری بود
خوشبختیت آرزومه
حتی با من نباشی،حتی از خاطره هامون جدا شی
خوشبختیت آرزومه
حتی با من نباشی،حتی از خاطره هامون جدا شی
آیینه پرسید که چرا دیر کرده است
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است
گفتم هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید به سادگیم آیینه و گفت:
احساس پاک تو را زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی
گفت خوابی سال ها دیر کرده است
در آیینه به خود نگاه میکنم...آه!
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظرش نباش
او برای همیشه دیر کرده است
فصل دو نفره ها تموم شد...
حالا نوبت ماست...
نوبت ماست که دستامونو بذاریم تو جیبمون و رو جدول خیابونا راه بریم!
ϰ-†нêmê§ |